Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام

سلام

سلام

 

هزار و سیصد و هشتاد و پنج تا سلام

به همه ی دوستای گلم

که دلم براشون یه ذره شده

 

خوبین؟ خوشین؟ زندگی به کامتونه؟!

عرض شود که می نویسم به چند دلیل

 

1- حلالیت (حالا جریانش رو بهتون میگم)

2- دلم براتون تنگ شده بود

3- می خواهم یه کم اینجا حرف بزنم و از بعضی دوستان عذر خواهی کنم

 

فردا با بچه ها می خواهیم بریم تنگه واشی، حالا اینجاش که خوبه، سفر یه شعره سفر یه قصه است..... اما بنده مطمئنم که رفتن برابر است (در بهترین صورت) با یه سرماخوردگی درست و حسابی و پا درد شدید! همون طور که شاید مطلع باشید تنگه ی واشی یه دره سنگی پر آبه که باید از توی آب رد بشیم، خوب آب هم این موقع سال یخ یخه! این شد اولین دلیل حلالیت طلبیدن! اگه یه مدت نیومدم حالمو از زهرا و ظریفه بپرسید!

یه چیز دیگه هم هست، 5 شنبه داریم میریم ماهشهر، از همین تورهای "ایران مرز پرگهر" این یعنی اینکه کل پول سفر ما میشه 600 تا تک تومنی! اون هم فقط پول بیمه است. خوب مطمئناً با این هواپیما قراضه ها میبرن! و از اون جایی که این هواپیماها "نخبه کُش" هستند (خوب ما هم خودمون رو تحویل بگیریم چی میشه؟!) می گم من رفتم بر نگشتم حلال کنید!

 

و اما 2

دلم برای کروکدیل و اینجا تنگ شده بود

حلالیت و این حرفها فقط برای خنده بود

فکر کردید من اینطوری جون به عزراییل می دهم؟!

دلم می خواست میومدم با کروکدیلم براتون حرف می زدم و شما هم مثل همیشه با حرفها و نظرهای مهربونانتون همراهیم کنید

 

 

موضوع 3

بعضی دوستا می گن که من و دوستام اونا رو فراموش کردیم و بهشون سر نمی زنیم

موضوع این نیست

میدونم که کامپیوتر زهرا خراب شده این هفته، باید فرمتش کنه، ظریفه هم که حسابی تو خط فوق لیسانسه و من هم کمتر آنلاین میشم چون تا 5-6 هر روز بیرون از خونه هستم

میام خونه هم که گرفتار این بازسازی خسته کننده هستم،

روزهایی هم که کارآموزی نمیرم..... این ور و اون ور رو فتح میکنیم!!!

 

اما به تمام وبلاگهاتون سر میزنم

گاهی مجبورم آفلاین بخونم و نمی تونم نظر بذارم

مطمئن باشید که اگه کمتر میام به خاطر وقته نه یاد رفتن دوستان

مگه میشه آدم دوستاش خوبی مثل شما که غم و شادیش رو باهاشون تقسیم می کنه یادش بره؟!

 

 

شادی ها بهانه ی زندگی است

زندگیتون پر از بهونه باشه دوستان

 

شاد باشید و وفادار

 

رویا

 

 

سلام

سلامتی میاره!

باور کنید

البته اگر با لبخند و روی گشاده باشه اثر شفابخشیش بیشتره!

من به متبسم بودن معروفم

حتی اگه خیلی هم غصه دار باشم با لبخند زدن سعی میکنم شاد باشم و دیگران روشاد کنم

امتحان کنید آدم خودشم خیلی حالش بهتر میشه

من همیشه در مورد حوادث سعی میکنم بدون سوء ظن قضاوت کنم

خیلیا فک میکنن آدم زیادی خوش بینی هستم

یا بهم مگن تو خیلی آرامش داری تا حالا کسی مثل تو ندیده بودیم

خیلیا باهام دوستن

البته دوست صمیمی خیلی کم دارم

اما کلا دوست زیاد دارم

         

مردمو خیلی دوست دارم

بعضی وقتا دلم واسه آدمای توی خیابون تنگ میشه

واسه رفتگرا!

واسه آدمای فقیر احترام زیادی قائلم مگر اینکه بهم اثبات بشه که آدمای بدی هستن

در غیر اینصورت هیچ وقت به خاطر نژاد قیافه پول لهجه سواد و مذهب به کسی بی احترامی نمیکنم

آدمای کمی هستن که مثل من فکر کنن

مثلا بعضیا فک میکنن دنیا تیره و تاره

هیچ امیدی نیست

و اونا توی این دنیا تنهای تنهان

چرا؟

مشکلات جزئی از زندگیه

و اگر نبود زندگی لذت بخش نمیشد

توی دنیایی که خدای مهربونی هست که همه جوره هوامونو داره نا امید شدن گناهه

من نمی خوام سختیهای بزرگو انکار کنم

اما همیشه به خودم میگم آخه چه طوری آدم میتونه چشمشو روی زیباییهای دنیا ببنده

شما رو نمیدونم

اما من واقعا مجذوب خوبیهای دنیا هستم

و به نظرم هرگز با مشکلاتش برابری نمیکنه

وقتی توی این دنیای کوچیک یا بزرگ هر روز صبح خورشید طلوع میکنه

وقتیکه کتابی داریم که از جنس نوره(قرآن)

وقتی امام زمان داریم

سلامتیم

پدر و مادر داریم

عقل و احساس داریم

وقتی بچه های کوچولوی پاک و معصوم داریم

و خیلی چیزای دیگه

پس بلند شو پنجره رو باز کن بذار هجوم نور خورشید دلتو روشن کنه

وبگو بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا به امید تو

 

زهرا

سلام..چطورین؟؟؟

امیدوارم عید خوش گذشته باشهبه من که خوش گذشت.فکر کنم به رویا جون و زهراجونمم خوش گذشته باشه

امیدوارم توپ توپ باشین. اگه نیستین واسه چی نفس می کشین اصلا؟؟؟؟؟؟؟

مرد جوانی در ارزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود
کشاورز گفت برو در ان قطعه زمین بایست.من سه گاو نر را ازاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را بتو خواهم داد.
مرد قبول کرد.در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...

 اما.........گاو دم نداشت!!!!


زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچوقت نصیبمان نشود.برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

ظریفه

حسرت نگاه پنجره‌ها را گرفته است

بغضی گلوی زخمی ما را گرفته است

کی این سفر به آخر خود می‌رسد، ببین بیا مهدی شب هجران سحر کن

دستم چگونه، دست دعا را گرفته است

در انتظار آمدنت، لحظه می‌کشیم

یک عمر انتظار کجا را گرفته است

آن قدر عاشقیم که عشق تو از نگاه

پس کی، کجا چگونه، چرا؟ را گرفته است

حالا غروبها همه بارانی‌اند و بس

باران عجیب حال هوا را گرفته است

برگرد و با وسیع خودت آسمان بساز

غربت نه آسمان، همه جا را گرفته است

 بشکن طلسم غربت ما را، دعا بخوان

دستی از این قبیله، خدا را گرفته است

 سر در گمیم بین غزلهای نیمه جان

حال و هوای قافیه ما را گرفته است

 

عیدتون مبارک دوستان

دوستای خوبم جشن نیمه شعبان وبلاگیها

خوشحال میشم همتون رو ببینم

http://www.heyatblog.ir

رویا

شاد باش تا خوشبخت باشی!!!!!!!!!

 سلااااااام.بخند تا زندگی بهت بخندهمنم ظریفه.این عنوانی که نوشتم یکی بهم گفت کلی حالیدم(نه ازون نظرا ازین نظرا)
می خواستم یه مطلب متفاوت و شاد بنویسم ولی خوابم میاد واسه همین یه چیزی کپی کردم ولی خیلی خنده داره
یعنی همین کپی کردنشم کلیه:
شکسپیر : اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده
دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... او تکامل خواهد یافت (با اینم موافق)
دانشجوی آمار : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است
دانشجوی فیزیک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است
دانشجوی حسابداری : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهکار بفرست
دانشجوی ریاضی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن
دانشجوی کامپیوتر : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که دیلیت اش کنی (من خودم با این موافقم)از بس که من احساساتیم
دانشجوی خوشبین : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن... نگران نباش بر می گردد
دانشجوی عجول : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش کن
دانشجوی شکاک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
دانشجوی صبور : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
دانشجوی رشته صنایع : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن ، این کار را مرتب تکرار کن.......

ظریفه


   1      2    >>